حسناحسنا، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 10 روز سن داره

تقدیم به دختر گل و بی همتایمان حسنا

کمک های حسنا خانم در خونه تکونی

حسنا جون ، نیمه اسفندماه من و بابا حسن سخت مشغول خونه تکونی بودیم و شما رو هم طبقه بالا ، خونه مامانی و بابایی بابا گذاشتیم ولی وقتی دلت تنگ می شد و عمه ها میاوردن مامان و بابا رو ببینی حسابی کمک میکردی ، البته من و بابا حسن هم حسابی دلمون برات تنگ می شد ولی برای اینکه خسته نشی راضی به زحمتت نبودیم . اینجا داری تزیینات اتاقتو به سلیقه خودت انجام میدی.   قربون نشستن جالبت بریم .   مامان این چرا زمین افتاده؟اجازه بدید منم یه کمکی بکنم   آهان برداشتم   حالا میذارم اون بالا.   آخ جون همونی که دوست داشتم همیشه بهش دست بزنم اومده پایین . اینا چیه ازش آویز...
30 فروردين 1394

کارگاه دوزبانه کودک و مادر- ترم1، جلسه1

حسنا جون ، ماجرا از اونجایی شروع شد که من و بابا خیلی دوست داشتیم که شما زبان انگلیسی رو از همون بچگی مثل زبان مادری صحبت کنی ، به همین خاطر دست به کار شدیم و تو اینترنت در مورد این موضوع کلی سرچ کردیم و کارگاه دوزبانه کودک و مادر رو پیدا کردیم . خلاصه ... رفتیم توی سایتش:   که دیدیم توش نوشته: "کودکان، به دلیل توانایی های ذاتی ذهنشان، قادر به فراگیری حتی بیش از دو زبان از بدو تولد می باشند. آن ها به راحتی با کسب تجربه از محیط اطرافشان، دو زبان را از هم تشخیص داده و قوانین دستوری و واژگان مربوط به هر کدام را، جداگانه در مغزشان دسته بندی کرده و بسط می دهند. این حقیقت دارد که کودکان تا سن سه سالگی بدو...
24 فروردين 1394

عکس های آتلیه 1 سالگی

حسنای نازمون ، بعد از تولد 1 سالگیت آتلیه رفتیم  و با لباس قشنگ فرشتت از شما که زیباترین فرشته آسمونی خداوند برای مامان و بابا هستی عکسای قشنگ گرفتیم ، البته چون با موبایل از عکسات عکس گرفتیم هر کاری میکردیم نور می افتاد ، برای همین تو اینترنت عکسات اینجوری شده ، عزیزدلمون ببخش ، حسنا جون راستی آلبوم تولد 1 سالگیت هم با این عکسات تکمیل شد که مبارکت باشه .       قربون خنده های نازت بریم ، نفس مامان و بابا بازم تولدت مبارک ، ایشاله همیشه صحیح و سالم باشی و تولد 120 سالگیت رو جشن بگیریم . ...
21 فروردين 1394
1